![]() |
![]() |
|
| " به یاد داشته باش که نخستین راه مستقیم به سوی خدا نیایش است و دومین راه شادی است" |
|
یه دوست صمیمی ای داشتم، همیشه بهم می گفت آهنگ های غمگین یا غمگین کننده گوش نده، خیلی مخرب ان. راست می گفت. همونقدر که موسیقی می تونه تاثیر مثبت داشته باشه می تونه منفی باشه، می تونه داغونت کنه... از اون بدتر وقتی ای که یه سری موسیقی برات یادآور اتفاقات خاصی بشن، یعنی وقتی یه اتفاقی افتاده اون آهنگ رو گوش می دادی و حالا با گوش دادن اون آهنگ، خاطره ش تداعی می شه... مثل آهنگ هایی که توی خوابگاه گوش می کردیم ، آهنگ هایی که موقع تولدا، وداع ها، یا مثلا موقع خوندن یه رمان گوش می کردی... خاطرات، خاطرات ... از خاطره متنفرم حتی اگه خوب باشن... دلم می خوام ذهنم خالی باشه و فقط به جلو برم... هر چند این درست نیست و من نباید اینجوری باشم. اینجوریم چون خودمو با احساسام گیر می ندازم و تفکیک و اولویت بندی و چه می دونم از این چیزا، برام جواب نمی ده. آخ خدایا، کمکم کن قدر لحظه هایی که بهم می دی رو، قدر این فرشته هایی که توی زندگیم آوردی، این فرشته های محافظم رو بدونم... خیلی خیلی زیاد ازت ممنونم ، می دونم می دونی که چقد با وجود این فرشته های محافظ احساس امنیت می کنم... کاش می تونستم بگم بابت این آرامش چقد سپاسگذارم... آهای فرشته های محافظ و راهنما و همراه من، ازتون ممنونم... از خدا می خوام خودش هر چی خوبترینه بهتون بده چه این دنیا چه دنیاهای دیگه ش. آها اینم بگم، این دعا رو یکی از فرشته های محافظم بهم یاد دادن. این که خوبترین ها رو بخوام از خدا. آخه من نمی دونستم باید ازش ، از این خدای بی انتها و قدرتمند چی بخوام... خیلی احساس راحتی می کنم از وقتی این دعا رو یاد گرفتم. ممنونم. همه ی ما فرشته های محافظ داریم، فرشته هایی که می تونیم ببینیمشون و اونایی که دیدنی نیستن. اما گاهی پیش می آد که فرشته های دیدنی رو نمی بینیم با بی توجهی شاید. شما چند تا شونو می بینین الان؟؟ ماله من که زیادن، خدا رو شکر.مثلا آبجی هام، مونا و ملیحه، مهدیه و زری، هنگامه و نیوشا و یه سری ها که سکرتن... دلم می خواد فریاد بزنم و ازت تشکر کنم و بهت بگم دوستت داااااااررررم خدایا... منو ببخش اگه گاهی دختر بدی می شم ، واقعا متاسف و شرمنده م... این روزا که برف می آد و بارون، با هر دونه ی برفی و بارونی که به صورتم می خوره می شنوم که می گی دوستتون دارم و با لذتی که از این زیبایی و رحمت بیکرانت می برم بهت می گم منم دوستت دارم و خیلی ازت ممنونم خیلی زیاد ممنونم.
خدایا به ما آگاهی بده به دور از غرور و خودخواهی بی جا...آمین.
پی نوشت: در مورد محرم نگفتینا... * بسیار حالمان خوب است...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 24 دی1387ساعت 7:17 PM توسط سیده فروغ |
|
|
سلام. اول بگم که فردا دعای دسته جمعیمون ، یه بار دیگه ظهر عاشورا... و بعد می خوام هر کدوومتون از فلسفه ی این روزا، محرم و قیام و انتخاب امام حسین هر چی لمس کردین و فهمیدین به منم بگین...ممنونم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 17 دی1387ساعت 10:28 AM توسط سیده فروغ |
|
|
خدایا خیلی خیلی ازت ممنونم...اونقد دلایلم زیاده و اونقد خوبی هات زیاد بوده و هست که نمی شه شمرد... فقط ممنونم ... آخیش... چه احساس آرامشی دارم...چه انرژی ای... دوستت دارم...خیلی دوستت دارم... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 16 دی1387ساعت 12:57 PM توسط سیده فروغ |
|
|
حج نیمه تمام ! حسین (ع) یک درس بزرگ از تنهاییش به ما داده است و آن نیمه تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. حجی که همه اسلافش،اجدادش، جدش و پدرش برای احیای این سنت جهاد کردند. این حج را نیمه تمام می گذارند و شهادت را انتخاب می کند. مراسم حج را به پایان نمی برد، تا به همه حج گذاران تاریخ، نماز گزاران ، مومنان به سنت ابراهیم بیاموزد که اگر امامت نباشد، اگر رهبری حقه نباشد، اگر هدف نباشد و اگر یزید باشد چرخیدن بر گرد خانه ی خدا ، با خانه ی بت مساوی است!! آن هنگام که حسین حج را نیمه تمام گذاشت و آهنگ کربلا کرد، کسانی که به طواف همچنان در غیبت او ادامه دادند مساوی هستند با آنهایی که در همان حال بر گرد کاخ سبز معاویه در طواف بودند. حسین وارث آدم، دکتر شریعتی.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 11 دی1387ساعت 7:20 PM توسط سیده فروغ |
|
|
فتوای حسین این است: آری! در "نتوانستن " نیز "بایستن" هست.برای او زندگی عقیده و جهاد است.بنابراین اگر او زنده است و به دلیل اینکه زنده است مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد. "انسان زنده" مسئول است نه فقط "انسان توانا"... (حسین وارث آدم- دکتر شریعتی) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 8 دی1387ساعت 10:30 AM توسط سیده فروغ |
|
|
قبلا فکر کنم اینجا گفته بودم که توی یه کتابی خوندم تا وقتی درون یه اتفاق هستیم حکمت اتفاقاشو درک نمی کنیم اما وقتی ازشون عبور می کنیم گاهی متوجه می شیم... خدایا واقعا چند باره موندم توی این همه بزرگی و عظمتت. چه برنامه ریزی دقیقی...خداییش مثل برنامه نویسی های کامپیوتری می مونه منتها بدون هیچ درصد خطایی... الان بهتر درکت می کنم خدایا. ممنونم که صبور بودی با من و همراهم بودی تا اون روزای پریشونی رو طی کنم و برسم اینجا و برم توی جاده ای که به آرامش منتهی می شه...به تو. ممنونم.کاش می تونستم بگم با کلمات که چقدر ممنونم و چقدر دوستت دارم...شکر. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 6 دی1387ساعت 11:13 AM توسط سیده فروغ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شاد باش و سرشار از ایمان همه چی درست می شه...
خدا هنوز هست.نگران چی هستی؟؟!! |
| پیوندهای روزانه |
|
نامه ی هفت خطی به خدا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|