تبليغاتX
آسمان وانیلی
" به یاد داشته باش که نخستین راه مستقیم به سوی خدا نیایش است و دومین راه شادی است"
 

یکی که تمام رویای من بود ...آره بود بهم گفته بود تولد تو همیشه مبارکه... هنوزم دلم می گیره وقتی یاد این اس ام اسش می افتم... چراش بماند...

تویی که امسال بازم جات خالیه این شبهای قدر بیشتر دعات می کنم شاید که فراموش کنم چیرایی رو که فراموش کردی اما گفتی نکردی...سربلند باش و خدا به همراهت و کنارت...

از همه تون ممنونم...فرشته های مهربون دوستای همراه و زلالم براتون دعا می کنم خدا همیشه درونت با قوت نفس بکشه و تنهاتون نذاره...کسی که خدا رو داره هیچوقت نمی بازه و تنها نیست...وقتی صداش کنی از ته دلت هرگز تنهات نمی ذاره شک نکن...

برای من هم دعا کنید...

خدایا ازت خیلی ممنونم و سپاسگذار...منو ببخش منو ببخش منو ببخش...می گن لطف تو از ما و کاستی هامون و اشتباهاتمون خیلی خیلی بزرگتر و بیشتره...امیدم به توه...

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 شهریور1387ساعت 1:6 AM  توسط سیده فروغ | 
 

 تو منو اهلی کردی ... عجیبه که معنی اهلی کردنو ندونی . نمی دونی؟!! ...

 

 

پ.ن:

·         شازده کوچولو گفت:بیا با من بازی کن.نمی دانی چقد دلم گرفته...

·         روباه گفت:نمی تونم باهات بازی کنم.هنوز اهلیم نکرده اند آخر.

·         شهریار کوچولو فکری کرد و پرسید: اهلی کردن یعنی چه؟

·         روباه گفت: چیزی است که پاک فراموش شده.معنیش ایجاد علاقه کردن است... تو الان برای من یک پسربچه ای مثل صدهزار پسربچه ی دیگر.من هم برای تو یک روباهم مثل صدهزار روباه دیگر.اما اگر مرا اهلی کردی هر دوتامان به هم احتیاج پیدا می کنیم.تو برای من میان همه ی عالم موجود یگانه ای می شوی من برای تو.

 

- اینم کیک ـ  تولد ـ خورده شده ی دیگه نیست در جهانم

 

 

پست قبلی و انتظار جواب بر جای خود باقیست جانم. بی زحمت البته لطف می کنید.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 1:36 AM  توسط سیده فروغ | 
 

قشنگترین آرزویی که دیدین یا شنیدین یکی واسه یکی دیگه از خدا خواسته چی بوده؟ کی واسه کی آرزو کرده بوده؟ و از همه مهم تر چرا به دلتون نشسته و یادتون مونده و ...؟؟؟

آرزوهای من معمولا رنگی ان.بیشترشون آبی و نارنجی و گاهی هم سبز ملایم...شما چطور؟

این شبا ماه، آسمون با ابرا و ستاره هاش خیلی زیبان، هر لحظه که دیدیشون آرزو کن...خدا توی قلبت،پشت هر سوسوی ستاره و هر نفس آسمون و لبخند ماه نشسته و نازت می کنه،یادت می کنه، تنهاییش رو باهات قسمت می کنه و به دل و نیت خالصت می گه آمین.

 

شکرانه: پریشب که ماه پشت اون یه تیکه ابر بود و نورش از اطراف تلالو داشت خیلی جادویی و زیبا شده بود...تو محشری .خیلی کیف کردم. واقعا مرسی که از اون همه زیبایی تو زیباتر و بزرگتر بودی اونجا،اینجا و همه جا... شکر و سپاس که هستی امیدِ من،باور ِ من و همدم ِ تنهایی های من و همراه ِ اشک ها و لبخندهای من...دوستت دارم خدای مهربون و صبورم.

 

حافظ: برو به هرچه تو داری بخور دریغ مخور / که بی دریغ زند روزگار تیغ هلاک

 

 

***پ.ن:  /// این تبلیغ  گرافیکی تلویزیونی مجتمع تجاری تفریحی اداری افشین منو یاد کارهای یه گروه 3Dکار انداخت که زمانی می شناختم . یادمه با اسم Dreamy Style  کار می کردن ، به نوبه ی خودشون تازه کار بودن اما اونقد کاراشون طبیعی و زیبا می شد (اون چند تایی که من دیدم که کم هم نبود البته) که قابل قیاس با این تبلیغ تلویزیونی نیست و با اینکه من این کاره نیستم اما کاراشون خیلی حرفه ای تر از این تبلیغ بود اونقد که این تبلیغ مخصوصا مدلسازی ماشینشLL  (سیاووش جان اگه دیده باشی تبلیغو می بینی حق دارم اشکم دربیاد خصوصا وقتی یاد اون پژوه قرمزه با اون انعکاسهای نور روش می افتم...)منو یاد اون گروه و پروژه ها انداخت و تو دلم گفتم حیف اون همه استعداد و پشتکار که درک و فهمیده و ارج نهاده نمی شه و کشف نمی شه اونطور که باید...

هنر توی جامعه ی ما اونقدری که باید، اهمیت بهش داده نمی شه.حالا اگه یه تابلوی نقاشی باشه آدم می گه جزو ضروریات نیست - هر چند برای روح هست – و اول شکم بعد روح و ... اما این کار علاوه براینکه یه کار هنریه و بسیار هم به خلاقیت و انگیزه و تمرکز و تلاش نیاز داره یه جور کار تجاری با رتبه بالاست، یعنی مهمه و به لحاظ تجاری اونی که سفارش کار گرافیکی می ده می دونه چقدر به واسطه ی اون پول در می آره و پیشرفت می کنه و چقد لازمه اما همینکه پای حساب کتاب با اون طرف سازنده ی 3D می افته ... دلم می سوزه ارزش کارو نمی فهمن یا بدتر خودشونو می زنن به نفهمیدن... و این بی توجهی ها کم کم باعث پایین اومدن کیفیت می شن تا رشد و رقابت...

خیلی سخته که اون همه تلاش و فکر و تخیل و تجربه و بی خوابی و خستگی های شبانه روزی و از همه مهم تر احساس پشت یه کار چند ثانیه ای یا چند دقیقه ای دیده نشه و از اون بدتر محترم شمرده نشه.چند ثانیه نتیجه ی کاری هفتگی یا ماهانه ...

و این داستان متاسفانه مختص هنرمندای 3D کار مملکت ما نیست... یه چیزی توو مایه های همون فرار مغزهاس...

تصویرسازی و مدلسازی و ... زیبایی های طبیعت و حتی ساخته های بشر با ادغام و رقص نور در بین زوایای هر ذره ای توسط یه نگاه دقیق و دستانی خلاق به کار جون می ده و صدای نفس زیبایی و شگفتی رو می شنوی و لذت می بری...حرفمو قبول کن،تجربه ش کردم...

و اما این مقوله (در رشته های مختلف) جای بحث داره به جاش اگه موافق بودین و حرفی داشتین و راه کاری...  ///

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 0:1 AM  توسط سیده فروغ | 
 

تازه فهمیدم توو دنیا حرف هیچکی خوندنی نیست/آدما می آن و می رن هیچکی جز تو موندنی نیست

 

خبر خبر....

۱.فروزان قشنگم آبجی نازم دانشگاه برای کارشناسی قبول شد....هوررااااااااااااااااااا

۲.این نی نی که گفتم پسر پسر دایی م هستش...

۳.امسال جشن تولدم رو خیلی زودتر گرفتیم چون می افتاد توو شب های احیا و قدر...

۴...

۵...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 12:53 PM  توسط سیده فروغ | 

فدات بشم ، فدات بشم ، فدات بشم بذار برو

محاله باورش که من دیگه نمی بینم تو رو

صدات می لرزه عشق ِ من، اسمم رو هی صدا نکن

طنابو دور گردنم بنداز، دیگه، نگام نکن...

 

بمیرم واسه بغض ِتو         فکر منو نکن برو ...

مهم تویی نرنجی            برس به آرزو هات...

 

پ.ن:  دینگ دینگ،خبری نیست جز اینکه امشب بدجوری مهتابیه و من عاشق و دیوونه ی ماه هستم وقتی اینقدر کامل بهت زل می زنه و یه جور شوق و اشتیاق و ذوق و حتی دلتنگی قشنگی به تمام وجودم سرازیر می کنه.همین.پر از رازه پر از شگفتی... و شهریوری هام که تاثیر پذیرن از ماه اونم وقتی کامله J.

**یه زمانی شعرام،نوشته هام اینجا مخاطب خاص داشتن اما دیگه ... دوس دارم شعرای احساسی بنویسم اینجا.یه مدت تصمیم گرفتم ننویسم اما اینجوری می ترسم جور بدی سرریز شم...می نویسم برای دلم و برای کسی که، برای حس و باور و عشق جاودانی که، ریشه ش هرگز خشک نمی شه توی قلبم، برای اون فرشته ایی که هدیه خداست(هدیه تولدم) تا ابد اینجا... J

بخندین بچه جونا بذارین دلمون باز شه . ووووو ی ی ی ی اگه نی نی کوچولومونو می دیدین، الهی فروغ فداش شه نازززز ی ی ی ی ی.خدایا چقد زیبا و بی انتهایی ، مرسی مرسی مرسی مرسی ی ی ی ... قسمتی از بهشتو انگار بغل کردی وقتی توی آغوشته...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 شهریور1387ساعت 1:18 AM  توسط سیده فروغ | 
 

همه دنیا بخواد و تو بگی نه      نخواد و تو بگی آره تمومه

همینکه اول و آخر تو هستی    به محتاج تو، محتاجیم حرومه

.

.

 پ.ن: امروز یه نی نی خوشگل یه آقا پسر به فامیل ما اضافه شد...الهی ی ی ی ی. خدایا شکرت خیلی شکرت...(خواستم توی خوشحالیم شریک شین. تو این هدیه ی باارزش خدا :) )

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 12:40 PM  توسط سیده فروغ | 
 

دیروز دوباره فهمیدم خدا بنده هاشو تنها نمی ذاره مخصوصا اونایی که صادقن...

 

یکی از دوستای پسردایی م اینا که تقریبا همسایه ی ما هم هستن یه پسر 3- 4  ساله ی نازنین داره...دیشب توی جشن ختنه سوران پسر ِپسر دایی م دیدمش...زیبا و شیطون و ماسک زده بود به دهانش و همش مامانش مراقب بود...

یهو متوجه شدن این بچه سرطان داره...تقریبا از درد پا فلج شده بود و ماهها توی بیمارستانهای تهران بود و ...

مامان این خوشگل خان خانم مومنیه اما وقتی بچه ی کوچیکشو می دید که اینقد رنج می کشه تو کار خدا موند که این بچه ی معصوم چه گناهی داره و همه می دونیم برای مادر و حتی پدر چقدر دیدن فرزندشون در این وضعیت دشواره... و بعد مادرش نمازو ...گذاشت کنار به نوعی نسبت به خدا سرد شد تا اینکه...

تا اینکه یه بار که خواهرش توی مغازه ی خودشون بوده (شوهر خواهرش مغازه ی لوازم التحریری داره) یه آقای سیدی می آد به خواهرش می گه: که خواهر تو دیگه نماز نمی خونه و از خدا دست کشیده و...بهش بگو ایمانشو حفظ و امید داشته باشه و ...

خواهر تعجب می کنه و می ره سریع زنگ بزنه به خواهرش که بیمارستان بوده که سرشو برگردونده آقاهه رفته بوده...

مامان این کوچولو هم همون موقع توی بیمارستان وضو می گیره و نماز و دعاشو از سر می گیره...

الان بیماری بچه ش به شیمی درمانی جواب داده و خیلی سرحال تره شکر خدا و مامانش می گیه بچه م شفا گرفته...

 

هروقت یادش می افتم گریه م می گیره...باورش شاید گاهی راحت نباشه، این نشانه ها و معجزات و تا آدم نبینه شاید قبول نکنه...اما انگار خدا می خواست به من بگه فروغ من بنده هامو حتی وقتی منو رها می کنن تنها نمی ذارم...حواست به نشانه هایی که برات می فرستم باشه...

 

شکرانه: سکوت می کنم و با نگاهم ازت تشکر می کنم ای بی پایان جاودانم...

پ.ن: ماه رمضون و خلوص شبهاش پشت در  ِ ...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 شهریور1387ساعت 11:49 AM  توسط سیده فروغ | 

و اما بیا یه مدت جاری تر باشیم ببینیم خدا چه برنامه ای برامون داره هان؟! ای بابا هی...

 

چند شب پیشا با فروزان و فروهر صحبت این بود که این که می گن وقتی امام زمان (عج) ظهور کنن همه جا پر از نیکی و خوبی و صلح و صفا می شه اونوقت بعد از یه مدت همه چی کسل کننده نمی شه؟ وقتی همه جا خوبی باشه رقابت برای خوبتر بودن باعث شروع دوباره ی همه چی نمی شه؟! اگرم رقابتی نباشه زندگی یکنواخت نمی شه؟!

چه جوریاست؟!!

و یک چیز دیگه اینکه چرا وقتی ذات آدمها از خوبیه بعضی هامون و یا همه مون گاهی، بدجنس می شیم؟!

 

 

شکرانه: خدایا منو به خاطر ناشکیباییم که گاهی باعث رفتارهای عصبیم می شه ببخش .واقعا معذرت می خوام.منو برای ناسپاسی هام ببخش. و من از تو به خاطر تمام بزرگیت ممنونم و به خاطر اینکه کوتاه نمی آیی و با اینکه برات دیدن ناراحتی هامون سخته اما درست ترین رو پیش می بری.دوستت دارم.بوس.

 

پ.ن: من خیلی بهترم خیلی...  بهارم با حضور عشقم کنارم زیبا شروع شد و با لحظه ها و خاطرات زیبا ادامه داشت.با خودم و به خودش با تحولاتی که توی زندگیش و زندگیمون بود گفتم از بهار امسال معلومه که سال خوبی در پیشه... تابستون اومد و اصلا نفهمیدم چطوری گذشت و داره تموم میشه، همش توی پریشونی و آشفتگی و مبارزه ای بی نتیجه... عشقی که بهار با طراوت تازه ای برگشته بود در چشم به هم زدنی رفت تا باز و باز بی ثباتی دنیا رو ثابت کنه... و پاییز با تموم دلتنگیش ،با رویاهای رنگی و نامعلومش در راهه...دلم گرفته خدایا...فقط تو رو دارم و با تو همه چیزو دارم پس چرا دلتنگم؟!

توی اون فیلمه "جنگجوی درون" چی می گفت؟! آها، آشغالا رو از ذهنت بریز بیرون، گذشته و آینده رو رها کن، تو فقط حال رو داری...اکنون.

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 1:8 AM  توسط سیده فروغ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
شاد باش و سرشار از ایمان همه چی درست می شه...
خدا هنوز هست.نگران چی هستی؟؟!!

پیوندهای روزانه
نامه ی هفت خطی به خدا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
بهمن 1384
آذر 1384
مهر 1384
پیوندها
دنیای آدم ها
بچه ایران
بهار نارنج(مهدیه)
پالیزبان(فرشته)
*ساده ترین*
اخبار فاوا
*به نام یکتای بی همتا*
فرشته و معجزه
..×× ورود ممنوع - 18 ××..
تسخیر ناپذیر
از ما و من حذر کن در خویشتن سفر کن
**فرشته کوچولو**
***دختر ماه(عزيزه دلم)***
ذره بين(فرزاد)
**گل كاكتوس**
***برگ سبز***
(پاتریس)
***Miracles***
يك گوشه ي دنيا(صدرا)
نگاه(ورونیکا)
عبدالكريم سروش
صندلي دسته دار دو نفره(ماهی بزرگ)
در آستان جانان(سعید و نادره)
محفل باراني(نیلوفر و سوگند)
بخوان بنام پروردگارت که آفرید(یک حوا)
يكي مثل من(*باران بهاری*(سوسك سياه))
""عشق آموخت مرا شكل دگر خنديدن""
در هم و برهم(كامپيوتر-اينترنت)(مصطفی)
بزم خدا
كليك(میثم)
آهنگسازي و تنظيم حرفه اي(رضا حسینی)
ناگهان چه زود دیر می شود(رضا1)
""دل نوشته""(سعید)
مهرورز غریب
شمع خاموش
****حرف دل یه پرنده****
""کلبه عشق""(رضا2)
**یک فریب ساده ی کوچک **(سیامک)
اس ام اس و جوک های جدید(حسین)
هبوط(امیر)
**من و جاده**(امیر جاده ها)
این تویی . . . نه من ...(حمید)
دولت عشق(آقا مهدی)
ابریشم خیال (مرمر عزیز)
globetrotter(علی)
آسمون آبی (مایاک)
همه چیز راجع به کامپیوتر و موبایل(احسان)
سفر نوشته (مونای عزیزم)
روز ی دیگر (محسن)
**آينه فروش شهر کوران**
"ساسوشا"ی من،پابرهنه ی "مملو" از پاکی عطر باران
آسپرین
گمنام (مسافر بارانی)
شاهزاده آندره
آغاز یک خاطره (آقا داریوش)
پویش (آموزش دات نت)
رویای صورتی (پیش پیشک من)
آرزوی بلند (مه دخت جان)
قاصدک سبکبال
همیشگی
بخوان مرا به آواز خیس باران
همه چیز برای شما
متدلوژی من برای زندگی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM