![]() |
![]() |
|
| " به یاد داشته باش که نخستین راه مستقیم به سوی خدا نیایش است و دومین راه شادی است" |
|
**این پست رو ۲۳ مرداد ثبت کرده بودم اما الان اومدم بلاگفا رو باز کردم می بینم ثبت نشده بود با اینکه همون روز ادیت هم کرده بودم...عجب... مونای زیبا و آسمانی من تو که نفس ِ گرم و دلنشین ظهر تابستانی به زیبایی نغمه ی چکاوک ِ بهاران به لطافت سبزی درختان ِ تابستان و به سپیدی و پاکی نرم نرم بارش برف زمستان و به سان آرامش رنگارنگ رویاهای پاییزی ست تولد فرشته وارت،در آغوش پر مهر پروردگار... تولد قشنگت همیشه مبارک بوده ،هست و خواهد بود... ******* *درازنو زیبا بود مثل همیشه با وجود آفتاب سوزانش ، خنک بود خیلی خنک... ******* آسمان بار امانت نتوانست کشید / قرعه فال به نام من دیوانه زدند... عشق هم یه هدیه ست و هم یه امانت از طرف خدا،چون خودش سرشار از عشقه، اصلا خودش کلا خود ِعشقه.من خوشحالم و سپاسگذارم که این شایستگی رو داشته م که هدیه ش رو دریافت کنم و امانت دارش باشم. و خوب امانت به ذاتش معلومه دیگه مثل وجود ماست توی این دنیا،باید پیش صاحبش برگرده،دیر و زود داره اما سوخت و سوز نه. خدا خیلی با من صبور بود تا حداقل بفهمم (حالا چقدر درک کنم و عمل بماند فعلا) هر امانتی باید برگرده و هر امانتی رسالتی داره...از این توهم درم آورد که نمی تونم به حس مادی این دنیاییم چنین امانت و هدیه عظیمی رو مالک ِ دنیایی باشم. راحت نیست چون ما آدما گاهی خیلی خودخواه می شیم، فراموش می کنیم، دلبسته و وابسته می شیم، متوقف می شیم، درجا می زنیم، اما خدا هرگز نمی ایسته و خوشحالم که که اگه لازم باشه مجبورمون می کنه به روش خودش که از سکون خارج شیم که سرشت ما نه برای سکونه. امیدوارم مثل همیشه پیشم بمونه و من امید دارم و ایمان دارم و بهش اعتماد دارم و پیش می رم...ترس از آینده مشکلی رو حل نمی کنه .تا نری نمی بینی و تا نبینی نمی دونی باید با چی مقابله کنی...هر چی که باشه تا اون با تمام عظمتش درون منه ،جای نگرانی و ترس نیست... دعا کنین هیچوقت فراموشش نکنم...نکنیم. شکرانه: تویی که همه جا هستی و با ذرات مه صورتم رو نوازش کردی و مرهمی شدی برای دله شکسته م،ازت ممنونم. روح من با تماس با تو زلال شد و آروم...سپاسگذارم خدای من. پ.ن: عزیزترین من، نازنین من، روز تولد حضرت مهدی (ع)، پیوندی رو می بنده که با قطع پیوند ما اتفاق می افته.امانتی که خدا داره ازم پس می گیره.بالاخره فهمیدم فقط خواست خداست و وقتی خواست اون باشه جای حرف یا گله حتی، باقی نمی مونه.اون هیچوقت بد نمی خواد.فقط ازتون می خوام براش دعا کنین خدا تنهاش نذاره و آرزوی آرامش و خوشبختی و شادمانی.آمین.ممنونم. ی. عزیزم از صمیم قلبم و با تمام وجودم بهترین ها رو برات آرزو می کنم و آرزو می کنم خدا همیشه پیشت بمونه.خدا به من اجازه می ده تویی که با روحم عجینی رو در قلبم حقظ کنم.ممنونم فرشته ی خدا. (من همیشه دوستت داشته ام.وقتی کسی را دوست داشته باشی او را از کلیه جهات دوست داری، نه آنگونه که می خواهی باشد...آنا کارنینا- تولستوی ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه 25 مرداد1387ساعت 10:33 AM توسط سیده فروغ |
|
|
سلام و سلام.من از تهران برگشتم و امروز دارم دوباره می رم دراز نو.همون کوه زیبایی که قبلا گفتم...
آی خدا دلگیرم ولی احساس غم نمی کنم چون با توام، پیش کسی سرم رو خم نمی کنم... امروز تولد زیبای مونای مهماندار قشنگمه که دلش و روحش به بیکرانی آسمونهای خداست... مونای عزیزم تولدت رو با تمام وجودم به تو و دنیایی که افتخار داشتن تو رو تو دلش داره تبریک می گم و خدا رو تحسین می کنم به خاطر خلقت زیبای تو که بی شک تابستونش گرماشو از تو داره گلم... تنهایی عاطفیت رو با اون قلب بزرگت می فهمم و می دونم که تو به وسعت عظیم تنهاییت خدا رو درونت داری زیبای من.دوستت دارم و منتظر هدیه ت باش همین جا وقتی برگردم فقط به خاطر تو...
پ.ن. نیوشا تو عزیزترین روح خدایی.من از صمیم قلب ازت ممنونم که پریشب با اینکه کنارم نبودی اما اشکامو همدم شدی...می بوسمت... و چشم. مهدیه گلم وقتی با توام و وقتی هستی هاله ای می بینم که از من محافظت می کنه...دوستت دارم. و زری نازنینم تو که سبزی تابستونی نحوه ی برخوردت و همراهیم شگفت زده م کرد و آروم...ممنونم که با وجود مخالف بودنت منو درک کردی.دوستت دارم عزیزم. و همه ی شما...به زودی خواهم گفت...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 9:41 AM توسط سیده فروغ |
|
|
شنبه چنان بارانی اومد توی این گرما که کل حیاطمون پر از آب شده بود...چشم چشمو نمی دید... جاتون خالی بود . بسیار زیبا و اصلا قابل وصف نیست... مثل معجزه بود... شکرانه: واقعا با اینکه می دونم چقد بزرگی باز می مونم توی این همه بی انتهاییت...توی اون همه رحمت...توی این همه خوبیت و اینکه چقد حواست به ما هست و در لحظات سختی که وقتی به مرز می رسیم نوای امید می فرستی...دوستت دارم...شکرت خدایا... حفظمون کن و پیشمون بمون...و به ما رحم کن و رحمتت رو همیشه شامل حال ما کن...الهی آمین.
خدا گر ز حکمت ببندد دری/ ز رحمت گشاید در دیگری |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 14 مرداد1387ساعت 11:6 AM توسط سیده فروغ |
|
|
الهی شکرت... چشمامو به معنای واقعی باز کن...کمک کن درست ببینم و بفهمم معنای حرفاتو از نشانه هات... دوستت داریم... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 11 مرداد1387ساعت 11:44 AM توسط سیده فروغ |
|
|
هر چقد هم شب سیاه باشه اما یه جایی تو این آسمون بی انتها لااقل یه دونه ستاره هست حتی اگه گاهی ما نتونیم ببینیمش... شکرانه: خدایا ممنونم.الان که اینو نوشتم دوباره حس می کنم امید در من نور می ده و حس می کنم به حرفام گوش می دی و کمک می کنی و تنهامون نمی ذاری...خدایا تو چقد خوبی آخه؟ ممنونم. منو ببخش اگه ضعیف و کوچیکم...اما من بزرگم چون تو رو دارم مگه نه؟ پیشمون بمون لطفا و همیشه.بوس.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 11:4 AM توسط سیده فروغ |
|
|
نسیان و انسان ؟!!!!! فراموشی گاهی یه نعمت و گاهی یه غفلت... انگار همه چیز با تضادش یه ارتباطی داره. جمع اضداد...
یه شب فکر کردم یکی روی کوه ای صخره ای خونه می سازه و یکی روی ته ای شنی...و باد همیشه می وزه... گاهی فکر می کنم اکثر ما به اصطلاح زنده ها ، مردگانی هستیم که فقط فکر می کنیم زنده ایم اما همیشه خواب به بیداری ختم می شه...همونطور که همیشه خورشید طلوع کرده ، سبزه ها از زیر برفها روییدن ،... گاهی متاسفانه در آخرین لحظات بیدار می شی که فرصت خیلی کمه و گاهی فرصت داری، گاهی فرصت و می بینی گاهی می سازی و گاهی نمی بینی اما در هر حال بیدار می شی...کبک تا ابد نمی تونه سرشو زیر برف نگه داره چون برف به ذاتش آب شدنیه... همه چی بستگی به خودت داره و ایمانت و آگاهیت و دیدت... فروغم ببین عزیزم ببین و آگاه باش و نترس چون خدا با تموم بزرگیش هرگز بنده هاشو حتی اگه خیلی خوب نبودن تنها نذاشته... سلامت و سربلند باشید و در آغوش خدا با روح خداییتون...هر کدووم ما یه ذره ی بزرگ از روح خداییم که بهش متصلیم پس جای نگرانی نیست تا اون هست و ما بهش متصل... بخند بخند و بخند و بذار نمودی باشی از خدا مثل همون گلهای زیبا و آسمون آبی و و و ... خدایا ممنونم که می تونم و می ذاری و می شه اینقد راحت باهات حرف زد، ممنونم که هستی و ممنونم که خوبی و ممنونم بابت همه چی و کاملا همه چیز...دوستت دارم. پ.ن: د. د. ی جان. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 11:41 AM توسط سیده فروغ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شاد باش و سرشار از ایمان همه چی درست می شه...
خدا هنوز هست.نگران چی هستی؟؟!! |
| پیوندهای روزانه |
|
نامه ی هفت خطی به خدا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|