![]() |
![]() |
|
| " به یاد داشته باش که نخستین راه مستقیم به سوی خدا نیایش است و دومین راه شادی است" |
|
انسانهای موفق و شاد با وجود مشکلات به موفقیت دست می یابند نه در غیاب آنها .ملامت پیشه گان بر مشکلات تمرکز می کنند و بر سختی ها و نشدن ها. چیزهایی که اینجا می نویسم فقط برای شما نیست برای خودم و به خودم هم هست و هر بار که می خونمشون مثل تلنگری می مونن از جانب خدا.نمی دونم چرا گاهی آدمها فکر می کنن شاد بودن گناهه یا لااقل طوری رفتار می کنن که این حس به آدم منتقل می شه و این در حالیه که خدا زاده ی عشق و شادیه و رسیدن به خدا و حسه خدا در درونتون با شادی و عشق ورزیدن میسره اما چون ما طوره دیگه ای می بینیم فکر می کنیم اگر همیشه غصه دار و ناراحت باشیم خدا راضی تره در حالیکه من فکر می کنم برعکسه.(این نظر شخصیه) منم گاهی خیلی پیش می آد که پر از غم می شم اما این دلیل نمی شه که دنبال شادی و راههای شاد زیستن نباشم .معنیش بی خیال بودن یا بچه بودن نیست نمی دونم چطور توضیح بدم اما می دونم حس می کنین .اگر مشکلات نبودن حتما زندگی چیزی کم داشت چیزی که هیجان تلاش بیشتر رو در ما به ارمغان بیاره اما همه چیز بستگی به دید ما داره.امیدوارم این نگاه در ما ، در من تقویت بشه که به هر مسئله و یا مشکلی به صورت پلی نگاه کنیم که رد شدن از اون ما رو یه پله به خدا نزدیک می کنه و ایمان داشته باشیم که حتی اگر چشمامون رو موقع عبور از ترس نبندیم هم خدا دستامون رو محکم گرفته حالا چه پل سنگی باشه ، چه چوبی و یا از این پل های معلق.گاهی پل ها طولانی ان و گاهی کوتاه اما هر آغازی پایانی داره و فقط خواستن و ایمان داشتن از صمیم قلب بدون هیچ شکی به خدا باعث می شه زیباترین پایان رو داشته باشیم و میزان درک این زیبایی فقط از چشم های ما قابل دیدنه. امیدوارم هر لحظه ایمانمون بیشتر شه.آرزو می کنم و اعتماد می کنم و صبر می کنم .این بار انتظار نمی کشم فقط می خوام صبر کنم تا نقشه های خدا جولان بدن... "همیشه ایمان داشته باش که شرایط تغییر خواهد کرد، حتی زمانی که دلت گرفته، احساساتت جریحه دار شده، کیف پولت خالی است یا هیچ کس برای دلداری دادن به تو وجود ندارد.ادامه بده و درست همانگونه که می دانی خورشید فردا طلوع خواهد کرد، باور داشته باش که دوره ی بد اقبالی تو نیز روزی به آخر می رسد.همواره چنین بوده و پیوسته نیز چنین خواهد بود " " اگ ماندینو" پ ن . 1.از این جملات زیبا توی کتاب "عقاب هرگز مگس ها رو دنبال نمی کند" می تونید بیشتر پیدا کنید.این کتاب حاصل گردش من و مهدیه تو کتابفروشی های انقلابه.ما از انتشارات جیحون خریدیم وقتی دنبال کتابی می گشتم که مرمر عزیز معرفی کرده بود و فقط اونجا تونستم پیدا کنم به سختی اونم تقریبا آخریش رو .کتاب "تقدیم به عزیز دلم". 2. مملو از خدا باشید.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 31 تیر1386ساعت 5:40 PM توسط سیده فروغ |
|
|
سلام . این روزها خیلی درگیر کلاس هام بودم (دانشگاه نه ها، اون که الحمدالله تموم شده،خدا بیامرزه J) هنوزم درگیرم و با وجود شاید خستگی که از سفر تو تنم مونده، خوشحالم چون روز و شبم معلوم نیست و کمتر فرصت می کنم و اصلا نمی خوام که به مسایل جانبی فکر کنم .از گفتنه خسته ام یا دلم گرفته هم جز تحلیل رفتن انرژی چیزی گیره آدم نمی آد با اینکه اوضاع پیچیده و ناخوشاینده مثل گذشته اما احساسه دیگه ای دارم .خدا یه جوری خاصی داره منو به جلو هل می ده.شاید اثر نامه ای که بهش نوشتم هنوز برام نفرستادنش والا براتون می ذاشتم اینجا.زندگی آغوشش رو برای من باز کرده با مهر...من بدقلقم(درست نوشتم جناب بر باد رفته؟J) "مرمر عزیزم که دیر با هم آشنا شدیم اما احساس می کنم خیلی به من نزدیکه و خیلی شبیه منه، نه البته خیلی مهربونتره در مورد شب آرزوها نوشته بود و آرزوی صادقانه و بی انتهاش.می دونی (می تونید با لحنه حامد چهار خونه بخونیدJ) می دونی مرمر عزیزم اون شب من آرزوم رو هدیه کردم به یک خیلی عزیزی تا اون 2 تا آرزو داشته باشه و از خدا خواستم آرزوهای زیباش رو برآورده کنه .لذت بخشه که آرزوت آرزوی عزیزترینت باشه... و در مورد چیزی که خواستی.فکر می کنم از نظر سنی از من بزرگتری شاید 27 سالت یا شاید یکم بیشتر باشه،چهره ی خیلی مهربونی داری و البته کمتر از سنت به نظر می آی، خوش تیپی و تیپ های اسپرت رو دوست داری،دوست داری زیر بارون بدویی یا گاهی قدم بزنی تا بارون نم نم آرومت کنه،عاشق اینی که گل هدیه بدی و بگیری،موهات نه خیلی کوتاه ست نه بلند کلا چهره ی دلنشینی داری.بچه ها رو خیلی دوست داری و اونا هم دوست دارن عین خودمی یه بچه تو خیابون می بینی دیگه هیچی... J ظاهرا(از نظر ظاهری) آروم نیستی شیطونی اما درونت شاعر مسلکی . تقریبا ریزه میزه ای و یا متوسط،شربت آلبالو یا آب آلبالو دوست داری،آها راستی موهات خرمایی یه مقدار تیره.عشق برات حرمت خاصی داره و ذاتا وفاداری.دوست نداری کسی رو ناراحت کنی و همین گاهی برات مشکل ساز می شه.بهار برات یه معنی خاصه و خلوت هات سرشار از حضور خداست..." امیدوارم تقریبا درست حدس زده باشم خیلی وقت نیست که با نوشته هات آشنا شدم و احتمالا خیلی درست حدس نزدم اما اگر من بردم برای جایزه ازت می خوام برام یه دعا و یه آرزو کنی ...ممنونم که آشنا شدیم. و اما حمید(وبلاگ این تویی ..نه من) تو وبلاگش شعری نوشته که وقتی خوندم اشکم سرازیر شد و من بی نهایت از تو آقا حمید ممنونم که عشق رو در من آبیاری کردی در لحظه ای که واقعا نیاز داشتم.نمی دونم تو و سیام این شعرا رو از کجا می آرین اما بازم بنویسین همه تون خواهش می کنم... زندگی من به معنای واقعی و ملموسش همش عبور و گذر شده و احساس می کنم گذری که مدتها قبل شروع شده هنوز ادامه داره .برام دعا کنین در پایان راه لبخند در انتظارم باشه...فکر نکنید دعاهای شما بی تاثیر یا بی معنیه نه،تاثیرش خیلی خیلی بی انتهاست و بدونین اثر هر دعا اول از همه به خودتون بر می گرده شک ندارم. پ.ن. 1.هومبول مهربونم حق داره منم دلم تنگ شده.واسه همتون که منو فراموش نکردین نمی دونم اسم کدومتون رو بگم همه تون حتی برباد رفته و سمن که چند وقتی می اومدن و یواشکی می رفتن مثل من که یواشکی به سمن سر می زنم.نمی دونم چرا به من اهمیت می دید اما من همه تون رو دوست دارم و اینو صمیمانه می گم. 2.آرزو می کنم همه تون خوشبخت و از ته دل شاد باشین. 3.من هنوز جوونم و مامانم نشدم پس اینقد به من نگین مامان وبلاگی(آهای ماهی بزرگ با تواما.می دونم از مهربونیته که می گی،منم شوخی می کنمJ قشنگ).من 6 سالمه(الان n سالی می شه که 6 سالمه J)اما هنوز 6 سالمه ، نازنینم می دونه تازه اونم 2 سالشه J. 4.در پناه او که همواره عاشق ماست سرزنده و سربلند باشید.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 تیر1386ساعت 10:49 AM توسط سیده فروغ |
|
|
بابایی حرف های خوب زیاد می زنه اما یه حرفش که مخصوصا وقتی از رفتار کسی عصبانی می شم یادم می آد و آرومم می کنه اینه که: از هر کس اندازه ی فهم و شعورش انتظار داشته باش... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 تیر1386ساعت 9:38 AM توسط سیده فروغ |
|
|
این شعر رو تو وبلاگ شاعر درد خوندم خیلی زیبا و بامعنی ست .دلم نیومد نذارمش اینجا... نه تو مي ماني
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 25 تیر1386ساعت 8:39 AM توسط سیده فروغ |
|
|
به نام خالق زیباییها سلام.من برگشتم.اول از همه می خوام از مهربونی های همتون تشکر کنم و آرزو کنم که همواره دلشاد و دلزنده باشید و مملو از خدا. دیروز آپ کردم ثبت نشد L یه نامه به خدا نوشته بودم که تهران جا موندL کارهام درهم برهم شده.تا چند روز دیگه یه سر و سامونی می گیرن و من با این اینترنته ... درست و حسابی آپ می کنم و شایدم جواب نظرهاتون رو دادمJ اگر بخواهید به شما داده خواهد شد، اگر بجویید پیدا خواهید کرد و اگر بگویید در به رویتان باز خواهد شد. عیسی مسیح(ع)
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 تیر1386ساعت 8:57 AM توسط سیده فروغ |
|
|
سلام من هنوزم تهرانم پیش فرشته کوچولوی نانازم "بهترین و زیباترین چیزهای این دنیا را نمی توان دید یا شنید بلکه باید قلبا آن ها را حس کرد ." هلن کلر
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 17 تیر1386ساعت 1:48 PM توسط سیده فروغ |
|
|
به نام خالق زیبایی ابرهای آسمانهای بی انتها آقا امیر جاده های بی پایان ، به بلندای روح زیبا بینت از تو سپاسگذارم و حتی اگر دلیلش رو بگم باز هم فقط خودم می دونم چرا ممنونم. آرزوهایی که برای ابرت داشتی زیباترین آرزوها و خواسته هایی بود که تا حالا دیدم،شنیدم و خوندم از آدمهای مختلف و شاید دلیلش این باشه که همه بدون خوب حس کردن و فقط با یه فکر سطحی پاسخ دادن حتی خود من وقتی سالها پیش کسی از من پرسیده بود و خاطرات بامزه ای هم دارم از این سوال... اما باز هم تو ما رو در احساسات پاک و بی ریات شریک کردی. خوش به حال ابرت چه واقعا ابر باشه و یا ابر باشه !!! نمی خواستم راجع به ابرم بنویسم اما دیدم نوشتن احساس بهتری بهم می ده ... قبل از اینکه در مورد ابرم بگم دوست دارم بگم که آسمون همیشه برای من معنی زیباییه خیلی زیبا و آرامش بخش و همیشه زیر این آسمون بلند و بی ریا می ایستم و بی اختیار سرم رو بلند می کنم و همچنان که بهش زل می زنم با خدا حرف می زنم با عزیزانی که از من دورن و همونجا براشون دعا می کنم.گاهی شبها که می خوام بخوابم به آسمون نگاه می کنم و به خدا لبخند می زنم و می گم شب به خیر با اینکه می دونم همه جا با منه،با اینکه وقتی می آم تو رختخواب تازه حرفام باهاش شروع می شه اما خوب زیر آسمون یه خلوص و خلوته دیگه ایهJ به یه دوستی گفتم همیشه نگاههام رو رو ابرها براش می ذارم تا هر وقت اومد و به آسمون نگاه کرد نگاهم اونجا باشه خوب این منحصر به اونه یه نگاه متفاوت با دعاهام واسه اون.اما نگاههای من همیشه اونجاس واسه اونهایی که بتونن ببینن و براشون مهم باشه با دعاهام... با هومبول کوچولو رو ابرها قدم زدیم و این هدیه ای بود برای مهربونی هاش (آهای حمید چیزی به هومبول نگی ها کلکJ، امیرم بهش حسودی نکنه J) هر گلی یه بویی داره و همه ی گلها زیبا هستن . دستهای نازنینم رو گرفتم و با هم به اونور ابرها پرواز کردیم تا خونه ی خدا ... و ابر ، در وهله ی اول آدم رو به یاد لطافت و سبکی و آرامش می ندازه و شاید مثل تو امیر ، ابرهای سیاه رو به خاطر نیاریم هر چند که اونا سرشار از زیبایی و لطفی هستن به نام باران - اینجا تقریبا همه می دونن من عاشق بارونم - و می دونی امیر ، این شاید به خاطر سطحی بینی ما باشه و تو واسه همینه می گم روح بزرگی داری... من اگر ابر داشته باشم با تمام وجود و احساسم می شینم و بهش نگاه می کنم نه نگاه معمولی، واقعا بهش نگاه می کنم نگاه... و با نگاه تمام عشقم رو نثارش می کنم و همون جور که اون با روحش به من آرامش می ده (همه ی آفریده های خدا روح دارن) و در واقع عشقش رو برای من می فرسته منم بهش عشق می ورزم بعدش بغلش می کنم و در لا به لای زلالیتش اشک می ریزم در حالی که لبخند به لب دارم ازش می خوام منو ببره پیش خدا و حس می کنم که وقتی تو آغوششم در آغوش خدا هستم...آرامشی ژرف... و من ازش ممنونم... و از خدا به خاطر لبخندش و همراهیش و بخشایشه بی حدش...وقتی ما در قلب خدا هستیم... پ.ن : 1. می دونم همه از ابر تصوری از معشوق دارن اما من با تصوری از خود ابر و ماهیتش نوشتم چون از نظر من هر چیز زیبایی و هر احساس قشنگی نمادی از معشوقه... 2. ممکنه چند روزی نباشم ،بله دوباره امتحان دارمL اما امتحان برام مهم نیست عزیزانی که می خوام ببینم برام مهمن ، فرشته هایی که به من و من به اونا احتیاج داریم ... جواب اون سوالم رو در مورد صبر و انتظار اگر دوست داشتین برام بگین ، من همیشه گوش می کنم ... 3. بازی ابرها زیباست هر کی دوست داره بنویسه دوست دارم بخونم و یاد بگیرم اما بازی جدید: "نامه ای به خدا " به یاد بچگی هامون.بزار ببینیم هنوز چقدر روحمون زلاله و بچگی مون رو کجا گم کردیم... هر کی نوشت لطفا منو خبر کنه یا برام بفرسته ، ممکنه خدا تو هر نامه ای بخواد حرفی به ما بزنه با اینکه نامه ماله خودشه،شاید تو نامه های ما جوابهامون رو بده... 4. من از همه تون ممنونم و از تو خدایااااا خداوندا (تقلب از امیرJ) **************************************************************************** 5. این صفحه های نظرات منو کشت LL بهتون سر می زنم اما صد بار یه نظر رو ثبت می کنم باز هم نمی شه:اینجا بعضی ها رو می گم: * می خوام از گل کاکتوس تشکر ویژه داشته باشم چون اولین کسی بود که درست حسابی راجع به صبر و انتظار نظرش رو داد و این نشون می ده خیلی برام احترام و ارزش قائله که سعی کرده آگاه ترم کنه.ممنونم. ****** * از تفنگدارها ایراد گرفتم این پستم خیلی طولانی تر شد J در عوض دیرتر آپ می کنم :D - آقا سیام... از هر دری حرف زدی اما آخرش حرفهای دلت رو نگفتی ،هر طور راحتی اما یا واسه یکی از ابرهات بگو یا بنویس واسه ما . اگر خیلی اذیتت می کنه تو خودت نگه ندار.مخصوصا که شما پسرها کمتر گریه می کنین.Take Care. - علی آقا بیشتر از همه نگران تو ام نمی دونم چرا اما شیطنت و شنگول بودن به این معنی نیست که تو دل آدمها غصه نیست یا چیزی اذیتشون نمی کنه... تو باید خیلی شیطون باشی آره؟؟ کامیون که می بینم یاد تو می افتمJ جناب Truck Driver. . وقتی به آسمون کویر نگاه می کنی ، اونجا که خیلی به خدا نزدیکه بهش بگو فروغ می گه اونایی که خودش می دونه رو تنها نذاره همین. - آقا حمید تو یه جورایی ، پیچیدگی دور و برت رو می بینی جالبه و فکر می کنم در انتهای چشمهات غم می درخشه در حالی که لبخند رو لبهاته.چرا حس می کنم غمگینی؟؟ (تو اگر قلبت را زنده نگاه داری حمید یه روز بهم می گی معنی این (این تویی... نه من) چیه واسه تو؟؟؟خیلی حرف دوست داشتنی و با معنی ایه. - و تو امیر جاده ها تو به نظرم پر از شگفتی هستی و آرامشی که آروم نیست... و ازت ممنونم.برای تو فقط سکوت می کنم فعلا. ***از همه ی شما ممنونم و آرزومند آرزوهاتونم مخصوصا آرزوی تو حمید. خدا گفت بهت بگم "من پیششم،پیشتونم.نگران نباش" ******* *شاعر درد همونطور که گفتم نمی دونم این حس های قشنگت از کجا می آن هر چند گاهی خیلی تلخن اما مشکل از حس نیست از حقیقته.تو زیبا بیان می کنی حتی تلخی ها رو .امیدوارم روزی برسه که فقط زیبایی ها رو به ما هدیه بدی.از سیاهی خسته ایم.ممنونم. * ماهی بزرگم تو مملو از مهربانی ای آرامی و برای حس قشنگت دعا می کنم. کی بشه واسه تو آستین بالا بزنیم.همه باید از خداشونم باشه ماهی من دامادشون بشه.مواظب احساس قشنگت باش. *صدرا تو که دیگه اصلا محشری.به نظر من تو خیلی باشعوری .نسبت به سنت بزرگی و روحت خیلی بزرگتره.آرزو می کنم همیشه سربلند باشی. **و تمام دوستان دیگم که تو پیوندها لینکشون هست و اونهایی که حتی نیست اما به من سر می زنن ممنونم و همیشه به یادتونم. راستی مایاک(http://asemon-e-abi.blogfa.com/) برگشته کسی اونو می شناسه؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 تیر1386ساعت 1:7 AM توسط سیده فروغ |
|
|
این روزها اینجا خیلی بارونیه.اینجا اوایل بهار همش بارون بود و حالا هم اول تابستون J (شنیدی هومبول جون، بارونJ) دیروز یه رنگین کمونه نازی با یه شعاع زیاد تو آسمون می درخشید و منو یاد امیر جاده ها و تفنگدارها انداخت J عکسش رو تقدیم می کنم به این چند نفر و شما دوستان مهربون.
راستی من هنوز جوابم رو نگرفتم: فرق صبرو انتظار تو آخرشونه! ؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 11:14 AM توسط سیده فروغ |
|
|
و خداوند مي فرمايند: بنده ي من هنگاميکه در دعا هستی آنچنان به سخنانت گوش مي دهم که گويي همين يک بنده را دارم و تو چنان از من غافلي که گويي چندين خدا داري. نمی دونستم چی بنویسم.آقا سیامک هم که دلتنگی رو ممنوع کردن (البته کار خیلی خوبی کردن ، فکر زیاد به ناراحتی ، ناراحتی می آره) بعد گفتم برم یکی از وبلاگهایی که قبلا ذخیره کردم (http://www.besoyesahel.blogfa.com/post-133.aspx ، پست "چت با اوس کریم" )رو بخونم شاید راهنماییم کنه ،باور کنین با همین قصد و به دنبال یه نشونه رفتم سراغش و خدا گفت : بنده ي من هنگاميکه در دعا هستی آنچنان به سخنانت گوش مي دهم که گويي همين يک بنده را دارم و تو چنان از من غافلي که گويي چندين خدا داري. و خیلی حرفهای دیگه . وقتی این جملات آخر رو می خوندم اشکم سرازیر شد و خجالت کشیدم باورتون می شه واقعا شرمنده بودم انگار مخاطبش من بودم ...این همه به من مستقیم و غیر مستقیم می گه اما من ... امیدوارم منو ببخشه و همچنان دوستم داشته باشه و تنهام نذاره مثل همین مورد که هر چی من کر می شم اون بلندتر می گه... اگر به خودتون بیان و با خودتون صادق باشین می بینین که بارها برای شما هم پیش اومده.از خدا کمک می خواییم و خدا با تمام بزرگیش ، کوچکی ما رو می بخشه و دستمون رو می گیره و راه رو نشونمون می ده اما باز ما بازیگوشی می کنیم و گاهی کر می شیم و فقط می گیم خدایا کمک و نمی شنویم... بیاید به هم کمک کنیم که بشنویم و ببینیمش و حسش کنیم... پ.ن. 1.از آقا مهدی نویسنده ی وبلاگ دولت عشق (http://www.besoyesahel.blogfa.com/) بی نهایت سپاسگذارم واقعا در حال حاضر می تونم بگم نجاتم دادی ... حتما اون پستش رو بخونید ،یه کم طولانیه اما ...همیشه یه امایی وجود داره... 2. استاد عزیز و قابل احترامم تو یکی از پست های وبلاگشون (وبلاگ ساده ترین(http://www.sadetarin.blogsky.com/)) نوشتن : فرق صبر و انتظار تو آخرشونه! لطفا در موردش با من حرف بزنین... 3. پروردگارم سپاس و درود فراوان و مملو از زیبایی تو را.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 3 تیر1386ساعت 10:6 AM توسط سیده فروغ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شاد باش و سرشار از ایمان همه چی درست می شه...
خدا هنوز هست.نگران چی هستی؟؟!! |
| پیوندهای روزانه |
|
نامه ی هفت خطی به خدا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|