![]() |
![]() |
|
| " به یاد داشته باش که نخستین راه مستقیم به سوی خدا نیایش است و دومین راه شادی است" |
|
امروز دلم خیلی هواتو کرده .امروز بد جوری حضور دستای مهربونت رو روی شونه هام کم دارم.....
امروز که محتاج توام جای تو خالی است فردا که بیایی به سراغم نفسی نیست در من نفسی نیست نفسی نیست |
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 تیر1385ساعت 11:37 PM توسط سیده فروغ |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 تیر1385ساعت 10:31 PM توسط سیده فروغ |
|
|
آيا مي توانم بار ديگر در كنار تو شكوه اشك و عظمت بودن را زير چتر اقاقي ها لمس كنم؟ آيا سرنوشت من در حباب خيال با تو بودن همچون قطره اي اشك مي شود كه در شيار هاي گونه هايم گم شد؟ آيا بر درهايي كه پس از رفتنت هرگز باز نشد تا ابد بايد مشت بكوبم؟ آيا عشق تو مي تواند شكست روزگارم را مرهم شود؟ نه عشق تو شكستي دوباره است. آيا مي توانم از تو قول بگيرم كه دم مرگ به ديدارم بيايي تا ملك الموت را ميزبان گردم و به پيشواز ش بروم؟ تعجيل كن كه وقت تنگ است. آيا اگر بتوانم ستاره ها را به مهماني خورشيد دعوت كنم و نگاه سردت را با نگاهم گرمي دهم مرا باور خواهي كرد؟ باور خواهي كرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ كه چقدر دوستت دارم آيا اگر مي شد كلمه جدايي را از لغتنامه بيرون كشيد و كشت ميتوانستم وصل تو را ببينم؟ آيا آن روز كه گوشه چشمت مرا محراب بود نيت آزردن مرا در سر مي پروراندي؟ آيا بر قله بلند پرچم سبز زيستن را در كنار تو برافراشته خواهم ديد؟ اي كاش قطره اشكي بودم كه از چشمانت متولد مي شدم بر گونه هايت زندگي مي كردم و بر لبانت مي مردم تا بداني چقدر دوستت دارم. باید مي دانستم روي خواهد رسيد كه مرا ترك كني چشمان مرا از اشك تر كني دستان مرا از ‹ ع ش ق › سرد كني و قدم هاي مرا در راه عشق سست كني تنها خواهشم از تو بيگانه ام اين است كه مرا باور كني ........ باور كني كه تا زندگي پا بر جاست و تا شقايق زنده است من منتظرت مي مانم منتظر مي مانم كه باز مرا باور كني و به این باور برسی که چقدر دوستم داری. باور كني كه چقدر دوستت دارم اما...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 تیر1385ساعت 9:55 PM توسط سیده فروغ |
|
|
زندگی نمیتواند خود را تسلیم عقل کند ، زیرا غایت زندگی ، زیستن است نه دانستن. واقعا اینطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 تیر1385ساعت 7:40 PM توسط سیده فروغ |
|
|
پرونده ی آخرین امتحان هم بسته شد.دیگه امتحانها تموم. دانشگاه تموم . یه پایان دیگه.و دوباره در امتداد یه شروع دیگه... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1 تیر1385ساعت 8:35 PM توسط سیده فروغ |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
شاد باش و سرشار از ایمان همه چی درست می شه...
خدا هنوز هست.نگران چی هستی؟؟!! |
| پیوندهای روزانه |
|
نامه ی هفت خطی به خدا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|